جوک قاضی و رشوه بازی
مردی پنج سکه به قاضی شهر داد تا در محکمه ی روز بعد به نفع او رأی صادر کند.!
ولی در روز مقرر، قاضی خلاف وعده کرد و به نفع دیگری رأی داد.!
مرد، به قاضی گفت : « مگر من دیروز شما را به پنج تن آل عبا قسم ندادم که حق با من است؟!»
قاضی پاسخ داد : « چرا... ولیکن او مرا به چهارده معصوم سوگند داد 🤣😅
*******************,*
مش تقی تو بیمارستان بستری بود، ۱۵ نفر از اهالی محل خواستن برن عیادتش یه مینی بوس دربست گرفتن با راننده توافق کردن که نفری ۵ تومن بدن،
راننده گفت یک نفر دیگه هم بیارید که صندلیها تکمیل بشن!
بهش گفتن نه دیگه کسی نیست فقط ماییم،
خواستن حرکت کنند که یکی از دور بدو بدو اومد طرف مینی بوس راننده گفت آها یک نفر هم جور شد،
بهش گفتن برو ولش کن این مش رجب نحسه، اگه با ما بیاد حتما نحسیش مارو میگیره و یک اتفاقی میُفته ...
راننده گفت نه، من به این چرت و پرتها و خرافات اعتقاد ندارم.
مهم کرایه صندلیهاست که تکمیل بشن و ۵ تومن بیشتر گیرم بیاد، خلاصه راننده وایساد،
مش رجب رسید، در مینی بوس رو باز کرد گفت پیاده شید مش تقی مرخص شده نمیخواد برید بیمارستان!
😂😂😂😂😂
بی وفایی آشنایان را میتوانم ببخشم اما هرگز نمیتوانم فراموش کنم