ضرب المثل های شیرازي
ولوم بکن... ایشون باید یاد بیگیره همه جو لوطی گری ور نمداره.
یه آشی براش بپزم که یه وجب روغن روش باشه.
مث گونی سقطی میتکونمش.
ای خودشو با شاخ گاو درانداخته.
ولی دیگه ای تو بمیری از او تو بمیریا نیست.
ایشون هنو جوی سفت نشاشیده که پشنگهاش تو صورتش بخوره.
هر کی گه میخوره، قاشقشم بر قدشه.
هر خری پاش یه بار تو سوراخ میره.
همش نشسته پا منبری میکنه و وسط حرف ای و او میپره.
هی از تو قوطیش حرف درمیاره.
سلمونی و دلاک و مرده شور، چیش و رو ندارن.
حیا به چیشه، که گربه چیش و رو نداره.
بخت که برگرده، پالوده دندون میشکونه.
اصُم به تُرُشپاله میگه بُرو نُه سوراخی، دیگ به دیگ میگه روت سیاه.
پیشونی رو میبینی... همه رو برق میگیره، ما رو چراغ نفتی. !!!
موش تو سوراخ نمیره، جارو هم میبنده به دمبش.
صنار جیگرک که سفره قلمکار نمیخواد.
یه تُلی رُمبید، صد تا چاله و چوله پُر شد.
نون منُ میخوری، حلیم حاج عباسُ هم میزنی؟
بهش بوگو نه به اون زینب و کلثوم شدنت، نه به اون .........
بی وفایی آشنایان را میتوانم ببخشم اما هرگز نمیتوانم فراموش کنم