اس ام اس امام زمان ع / اللهم عجل لوليك الفرج

 

 قطعه گمشده اي از پر پرواز كم است
يازده بار شمرديم و يكي باز كم است
اللهم عجل لوليك الفرج

آقا جان: با اين دل شكسته ما را صبور كن
يا لااقل به خاطر زينب ظهور كن

* اي كاش ظرفيتي داشتم تا بتوانم او را بفهمم و از غفلت نجات يابم. آقا جان ادركني!

 جان ما شيفتگان وصل شما مي طلبد
اين نه از بخت خود از لطف خدا مي طلبد

 اگر حجاب ظهورت وجود پست من است
دعا بكن كه بميرم چرا نمي آيي؟

 به چه مشعول كنم ديده دل را كه مدام
دل تو را مي طلبد، ديده تو را مي جويد(قاصدك)

بيائيد با چشم هايي كه مي خواهد فردا مهدي موعود (عج) را ببيند گناه نكنيم.

 

انتظار موعود
تمام خاك را گشتم به دنبال صداي تو
ببين باقي است روي لحظه هايم جاي پاي تو
تو را با تمام انتظارم جستجو كردم
كدامين جاده امشب مي گذارد سر به پاي تو

اي منتظر غمگين مباش قدري تحمل بايدت
پيش تر گردي به پا شد در افق گويي سواري مي رسد

روزهاي بي كسيمان كي به اتمام مي رسد؟
خورشيد بي تو بودنمان كي غروب مي كند
ما در انتظار فرج پير گشته ايم
چند سال در انتظار فرج راه مانده است
چشمان بي فروغ ما از خدا آرزو مي كند
دلهاي پر اميد ما تو را از خدا طلب مي كند
صلوات و التماس دعا hra62302@yahoo. com

 

اس ام اس دهه فجر/فجر است و سپیده حلقه بردر زده است/خورشید حقیقت زافق سر زده است

همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا

دهه فجرمبارک

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران
بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت
بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران
و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
بر پهندشت باور، خالی است جای یاران


دهه فجرمبارک

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت زافق سر زده است


دهه فجرمبارک

برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز


دهه فجرمبارک

چه مژده‏ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟!
چه بشارتی شیرین‏تر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟!
چه پیامی نیک‏تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟!
چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟!
قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری‏ترین روز هستی، بر صحیفه‏ی شب تار و طولانی، مُهر پایان خواهد زد.


دهه فجرمبارک

قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی.


دهه فجرمبارک

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی. خوش آمدی که با آمدنت غل‏های سنگین ازگردنمان فروریخت،زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهای خمیده‏مان راست‏شد،برلب‏های پژمرده‏مان شکوفه‏های تبسم نشست، در قلب‏های سوخته‏مان‏گلبوته‏های عشق و امید روئید و برگونه‏های زردمان گلخنده‏های سرخ‏نمودار شد.


دهه فجرمبارک

خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏مان پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏هارهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.


دهه فجرمبارک

خوش آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی‏داشت و طعم شیرین آوای انبیا. دم مسیحایی‏اش مردگان گورستان ترس‏و یاس را حیاتی نوین بخشید، قیامت‏بپا کرد، غباری عظیم‏برانگیخت، غباری که چشم «چپ‏» و «راست‏» را کور کرده است.


دهه فجرمبارک

فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏های قصر استکبار را فروریخت. فجرآزادی! سوگند بنام زیبایت، «والفجر» ، «و الصبح‏اذا تنفس‏» ، «واللیل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را رزمندگان‏پاکبازمان برکوه و دشت صحنه‏های نبرد، «والفجر» می‏نویسند، ومادران شهید پرورمان، گوهر اشک خویش را نثار مقدم تو می‏کنند.

سرودهای دهه فجر

نرم افزار محافظ صفحه نمایش از تمبرهای انقلاب اسلامی- ویژه دهه فجر

دهه فجرمبارک

فجرآزادی! در شهر پیامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند،به زادگاه خویش هم سفری کن.


دهه فجرمبارک

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین «تلاش و تحرک و همبستگی نشان دهند

همه براي امام بودند و امام براي همه و امت همراه امام براي خدا

 

 

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

انديشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏هاي همّت جوشيده خون غيرت

بانگ سرود و وحدت آيد زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالي است جاي ياران

 

 

 

فجر است و سپيده حلقه بر در زده است

روز آمده، تاج لاله بر سر زده است

با آمدن امام در کشور ما

خورشيد حقيقت زافق سر زده است

 

 

 

برخيز که فجر انقلاب اسلامي امروز

بيگانه صفت، خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد

از لطف خدا نقش بر آب است امروز

 

 

 

چه مژده‏اي زيباتر از آمدن بهار در پي يک زمستان تار و طولاني؟!

چه بشارتي شيرين‏تر از بشارت خورشيد در پي يک شب سرد و تاريک؟!

چه پيامي نيک‏تر از پيام زلال آب براي لباني تشنه و خشکيده؟!

چه نوايي برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟!

قسم به شب پوشيده! که روز خواهد درخشيد و بهاري‏ترين روز هستي، بر صحيفه‏ي شب تار و طولاني، مُهر پايان خواهد زد.

 

 

 

قلب‏ها، کهکشاني از عشق خميني مي‏شود و جامي لبريز از شراب طهور پيروزي.

 

 

 

سلام برتو اي مطلع فجر! اي سپيده سحر، اي انفجار نور، خوش‏آمدي. خوش آمدي که با آمدنت غل‏هاي سنگين ازگردنمان فروريخت،زنجيرها از دست و پايمان گسيخت، کمرهاي خميده‏مان راست‏شد،برلب‏هاي پژمرده‏مان شکوفه‏هاي تبسم نشست، در قلب‏هاي سوخته‏مان‏گلبوته‏هاي عشق و اميد روئيد و برگونه‏هاي زردمان گلخنده‏هاي سرخ‏نمودار شد.

 

 

 

خوش آمدي که با مقدمت، عطرآزادي به جاي بوي باروت در فضاي‏ميهن اسلامي‏مان پيچيد. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سينه‏هارهايي يافت. خوش آمدي که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو ديارمان‏گريخت، برفهاي بهمن با حرارت ايمان و اخلاص، آب حيات شد.

 

 

 

خوش آمدي فجرآزادي! که با آمدن تو، امام آمد، امامي که بر سربيدادگران، خروش کليم داشت و برجان امت، دم مسيح. کلامش بوي وحي‏داشت و طعم شيرين آواي انبيا. دم مسيحايي‏اش مردگان گورستان ترس‏و ياس را حياتي نوين بخشيد، قيامت‏بپا کرد، غباري عظيم‏برانگيخت، غباري که چشم «چپ‏» و «راست‏» را کور کرده است.

 

 

فجرآزادي! خوش آمدي که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ريخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏هاي قصر استکبار را فروريخت. فجرآزادي! سوگند بنام زيبايت، «والفجر» ، «و الصبح‏اذا تنفس‏» ، «والليل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را رزمندگان‏پاکبازمان برکوه و دشت صحنه‏هاي نبرد، «والفجر» مي‏نويسند، ومادران شهيد پرورمان، گوهر اشک خويش را نثار مقدم تو مي‏کنند.

 

 

 

فجرآزادي! در شهر پيامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند،به زادگاه خويش هم سفري کن.

 

 
جبهه انقلاب و پيمان بستگان با آرمان دهه فجر، بايد بيش ازاين «تلاش و تحرک و همبستگي نشان دهند

روي سنگ نوشتم دوستت دارم همون سنگ بخوره توي سرت كه اين چيزا حاليت نميشه

 
. مي دوني فرق تو با توپ فوتبال چيه !؟
توپ رو بايد شوت كني تا گل بشه
ولي تو خودت همين جوري شوت هستي !!!


---------------------------------------
در جهان ما اگر باده نبود . جاي ما مردم اواره نبود .

---------------------------------------
يه يارو رفت حج نه نماز مي خوند . نه طواف ميكرد نه ...
ازش پرسيدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چيز با كاروانه
--------------------------------
---------------------------------------
اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسك از سر و روت بالا بره،
مثل انگل تو وجودت خونه كنه و مثل sms پشت سر هم واست بياد.
---------------------------------------
----------------------------

يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم.
فروشنده ميگه . به نام ... ؟
يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم .
--------------------------------------
اگه خوابي بيدار شو.
اگه بيداري بشين.
اگه نشستي پاشو .
اگه راه ميري بدو .
اگه ميدويي يه پشتك بزن.
و خوشحال باش كه از طرف من واست اس ام اس اومده.

----------------------------
اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .
عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت .
--------------------------
اگه دزد بودي اولين چيزي كه از من مي دزدي چي بود؟؟ براي همه بفرست جوابهاي جالبي مي گيري ..... ولي اول جواب منو بده باشه؟
---------------------------------------
غضنفر ميره بالا درخت چنار . ميپرسن چيكار ميكني؟ ميگه دارم توت ميخورم! ميگن الاغ اون درخت چناره. ميگه الاغ خودتي، توت تو جيبمه!
------------------------------
ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلكه به زبان قلبم
گوش كن: تالاپ..تولوپ...
-----------------------------
ميدوني چقدر دوست دارم؟ به تعداد تاراي موي سرت ضرب در تعداد نفسهايي كه تا اخره عمرت ميكشي به علاوه تعداد ه هرچي ستاره تو اسمونه..
----------------------------
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي كرد بهم چي گفت ؟ جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم
---------------------------
يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه ! اوني كه ناز مي كنه هميشه محبت مي بينه اما اوني كه محبت مي كنه هميشه تنهاي تنهاست
-----------------------------
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينكه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
------------------------------
اگه يه روز ديدي كه تموم درخت هاي كوچه و محلتونو بريدن اصلا ناراحت نشو ... چون هنوز منو داري كه بهم تكيه كني
--------------------------
روي سنگ نوشتم دوستت دارم همون سنگ بخوره توي سرت كه اين چيزا حاليت نميشه.

-----------------------------
آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است.

----------------------------
زندگي مثل يه جاده است ، من و تو مسافراشيم ، قدر لحظه ها رو بدونيم ، ممكنه فردا نباشيم.
ادامه نوشته

کاریکلماتور : دنـدان طمع ام را ، هیچوقت مسواک نمی زنم

به عقربه های ساعتم عسل می مالم   تا لحظات شیرینی داشته باشم .

 تلویزیونم ، به خاطر پخش خبر های داغ سوخت .

 مرغ قُــد ، همیشه پیش خروس قُـد قُد می کرد .

 یک ماهی در خشکی ، غرق شد .

 مگس ها توقع داشتند که خر مگس ،برای آنها باربری کند

 فریاد سکوت ، احتیاجی به میکروفون ندارد.

 دنـدان طمع ام را ، هیچوقت مسواک نمی زنم . 

 دلم به حال گربه ای می سوزدکه خودش را به موش مردگی زده است .

///////////////////////////////////////////////////

قناعت را بايد از سفره هفت سين ياد گرفت كه سالهاست تعداد سين هايش تغيير نكرده است
خساست را از چشمش ياد گرفته بود كه هر چقدر به آن نور مي تاباند ، تنگ تر مي شد
آدم ها وقتي به آسمان خوشبين بودند هواپيما ساختند و وقتي بدبين شدند چترنجات را
كسي كه خود را به نور ماه راضي كند ، نور خورشيد كورش خواهد كرد
تجربه ، تنها معلمي است كه اول امتحان مي گيرد و بعد درس مي دهد
از دودلي خسته شده بودم ، يكي از آنها را براي زاپاس كنار گذاشتم
مگسهاي قرن 21 ، غذايشان را از زباله هاي اتمي تامين مي كنند
گاهي موقع راه رفتن فراموش مي كنم كه دارم مي روم يا مي آيم
براي اينكه حرف هاي بزرگ بزنم ، هميشه آنها را متر مي كنم
با مخالفت باد ، رضايت بادبادك براي پرواز جلب مي شود
در انتخاب واحد زندگي ، دروغ پيش نياز همه درسهاست
بهترين جا براي تبعيد زنبوران مجرم ، گلهاي قالي است
براي تفسير لحظه ، ثانيه شمار را متوقف كرد
دلم تنگ مي شود ، آن را قالب كفاشي مي زنم
درخت باردار با خوردن سنگ ، فارغ شد
وقتي دلم مي گيرد ، ديگر ول نمي كند
سيب زميني خاكي ترين ميوه هاست
قلم زلزله نگار انديشه است
در را به روي افكارم محكم بستم .
افكارم را پشت ديوار قاب عكس پنهان كردم
افكارم مرا دنبال مي كند حتي در خواب
افكارم را در سكوت زنداني كردم
افكارم را در لابلاي كاغذها گم كردم
افكارم بر خلاف من حركت مي كنند
تعصبم خودكشي كرد ، تا من راحتر فكر كنم
هنگامي كه تعصب مرد افكارم يك صدا شدند
در روز سالگرد تعصب ، افكارم كروات مشكي زده بود

گل تشنه بر مزار آب مي رويد .
آرزوي نداشته بر باد نمي رود .
گوش خسته عاشق خداحافظي است .
شب به روشني روز غروب مي كند .
گوش خسته عاشق خداحافظي است .
پرنده گربه را سر به هوا مي كند .
قطرات باران در آغوش هم آب مي شوند .
عمر پائيز صرف پرپر كردن گلها مي شود .
آينه يك تنه در مقابل همه ايستادگي مي كند .
زندگي بدون آب از گلوي ماهي پائين نمي رود .
درخت از نردبان چوبي ساخته نشده بالا مي رود .
اگر مرگ نباشد تعداد خودكشي سر به فلك مي زند .
به عقيده گربه خوشمزه ترين ميوه درخت پرنده است .
لحظات گذران ، زنگوله قلب را به صدا در مي آورند .
مطالعه د رگورستان احتياج به ورق زدن سنگ قبرها ندارد .
قطره باران در مركز دايره اي كه روي آب ترسيم ميكند ناپديد مي شود .
با دسته گلي به شادابي حاصل جمع شكوفه هاي بهاري به استقبالت مي شتابم .
پرنده غمگين آوازي مي خواند كه شكوفه شاداب بهاري به ياد گل پرپر شده مي افتد .

يك عمر منتظر تولد مرگم مي مانم.
سر همه پادشاهان كلاه گذاشته اند.
بخاطر احترام مجبور به كلاهبرداري شدم.
نظامي ها وقت رفتن هم سلام مي دهند.
زندگي در جشن تولد مرگ شركت نمي كند.
آدم بي اراده كشيدن خجالت را هم نمي تواند ترك كند.
قوهء جاذبه زمين با سرعت همسفر پرنده تير خورده مي شود .
آنقدر كم غذا مي خورد كه انگل ها از دستش شكايت كردند.
قوهء جاذبه زمين انتظار سقوط بلند پروازي ها را مي كشد .
آنقدر دگرانديش بود كه مغزش افكار خودي را نابود مي كرد.
آنقدر دل همه را مي سوزاند كه آتش نشاني از دستش شكايت كرد.
قوه جاذبه زمين با سرعت سقوط ، سر در پي ميوه رسيده مي گذارد .
وقتي پائيز از درخت بالا مي رود بهار از اين شاخه به آن شاخه مي پرد .
ريلهاي راه آهن به هم نمي رسند ولي ديگران را به هم مي رسانند.
باغبان همزمان با شنيدن صداي پاي بهار در گلستان را مي گشايد .
باران وقتي از مقابل پرچم رنگين كمان مي گذرد سرود آسماني سر مي دهد .
پروانه طوري روي گل مي نشيند كه بتواند تصويرش را در شبنم ببيند .
پائيز به اندازه اي به گلستان نزديك شده كه اشك در چشم بهار حلقه زده است
آنقدر ميهمان نواز بود كه اجازه ورود همه انگلها را به بدنش صادر كرده بود.
پرنده در واپسين دم حيات زمستان ، روي درخت عريان با شكوفه بهاري وعدهء ديدار دارد

می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند،عاشق شد.
می خواست در مصرف عشق صرفه جویی کند،ازدواج کرد.
می خواست در مصرف بی خیالی صرفه جویی کند،بچه دار شد.
می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند،خودش را دار زد.
می خواست در مصرف سلولهای مغز صرفه جویی کند،سیاستمدار یک کشور جهان سومی شد.
می خواست در مصرف انرژی صرفه جویی کند،به خانه آرزوهایش اسباب کشی کرد.
می خواست در مصرف بند رخت صرفه جویی کند،خوابید.(اصولا کارهای بی ربط زیاد می کرد!)
می خواست در مصرف سکوت صرفه جویی کند،به نشانه اعتراض سکوت کرد.
می خواست در مصرف انرژی حاصل از ترافیک صرفه جویی کند،به ابرها قرص ضد بارداری داد.
می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند،برگشت!
می خواست در مصرف آب صرفه جویی کند،مطالبش راdelete کرد!

وقتی من حتی لیاقت ندارم محرم نگاهش باشم چگونه توقع دارم محرم رازش باشم.
از وقتی آخرین نگاهت را در ذهنم آرشیو کردم ، قلبم آلارم دلتنگی می دهد.
بعد از درد و دل کردن برای سیگار، او هم آتش گرفت و دود گریست.
اشکهای آسمان در برابر اشکهای من حرفی برای گفتن نداشتند.
امروز حتی سایه ام هم از من فرار کرد، امروز اینجا بارانی بود.
من با رویایت زندگی می کنم و رویا با من مدارا.

 آنقدر خيال بافتم كه تمام كلافهاي فكرم به لباس آرزويي در آمدند
...
كاش اندازه ام باشد

* وقتی چراغ خيالات روشن است يخ زندگي آب مي شود. چراغها را خاموش نمي كنم اما لامپ كم مصرف زده ام

* به اندازه هشت ماه مي ترسيدم به اندازه چهار هفته خسته بودم و به اندازه دو روز كار داشتم مهم نيست به اندازه يك ساعت خوشحالم

* حواسم را باد خيال برده است و كاغذهايم را باد پنكه
...
قلم اما محكم در دستم نشسته است از اين بادها نمي لرزد

* دارم ياد مي گيرم كه بعضي از خاطرات را تا كنم و در جيب كتم بگذارم اما كتي ندارم

قبرستان ترمينال مرده هاست.
دو آيينه از ديدن يکديگر نفرت دارند.
جهنم ساعت استراحتش را به بهشت مي رود.
پروانه براي اينکه نسوزد شمع را فوت کرد.
گياه توي گلدان شبها خواب باغچه را مي بيند.
سرفه هاي آدم دلشکسته، صدای خرده شيشه مي دهد.
.براي اينکه پير نشوي ، ساعتت را از کار بينداز.
براي آنکه نفهمد که نمي فهمد ، خودش را به نفهمي زد.
ماهي تنها جانوري است که به راستي دل به دريا مي زند.
بيکاري هم خودش کاري است، افسوس که مرخصي و تعطيلي ندارد.
گداي فرزانه اي گفته است : گدايي کن تا محتاج ديگران نشوي.
چه کسي گفته است که دو خط موازي به يکديگر نمي رسند؟ مگر آخرش را ديده است؟؟

غنچه ای که شکوفا نمی شود ، بهار را در خود احتکار کرده است.
وقتی صدایم را بلند می کنم ، کمر سکوتم رگ به رگ می شود.
یه نفر دلشو می بازه ، مربی اش رو از کار برکنار می کنه.
یکی از خوشحالی بال در میاره ، شکارچی شکارش می کنه.
یکی حواسشو جمع می کنه ، می بره جای دیگه پهن می کنه.
حواسم که پرت شد ، شیشه همسایه شکست.
روی زبانم وازلین مالیدم تا زبانی چرب و نرم داشته باشم.
به گلخانه رفتم تا یک بوته ی فراموشی بخرم.
یک کدو تنبل خریدم و آنرا به کلاس تقویتی فرستادم.
برای اینکه سر بسته حرف بزنم ، سرم را دستمال بستم.
سبیل گذاشتم تا حرفها را زیر سیبیلی رد کنم.
کفشم را در نمی آورم چون می ترسم کسی پا تو کفشم کند.
کفشم را می تکانم تا ریگی به کفشم نباشد.
برای اینکه از انسانیت بویی برده باشم انسانها را بو می کنم.

نشانی این کاریکلماتورها

خنده داره........که .....

خنده داره........

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی اد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می کنیم!

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

خنده داره. اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای مهربان و دوست داشتنی است.

پی نوشت : آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست پاک می کنید بخاطر اینکه شک دارید که اونها به چیزی اعتقاد دارند ؟!!!

خنده داره؟ . . .