برخیزپدر که باز بیدار شوی

 این قافله را دوباره سالار شوی

 

دل را به فدای قدمت می‌ریزم

یک بار دگر اگر تو تکرار شوی

//////////////////////////////////

سایه ای بود و اگر پناهی بود  پدر بود

شانه را گر تکیه گاهی بود  پدر بود

سخت دلتنگم ، کسی چون من مباد

سوگ ، حتی قسمت دشمن مباد

باورم شد ، گرچه من ناباورم

روی دوشم من پدر را می برم!

گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر

" هست " ناگه " نیست" گردد در نظر

........................

شعرزیر از مرحوم اصغر حاج‌حیدری معروف به «خاسته»

رفته است اما نه از یاد شما
بلکه از شهر غم آباد شما
زندگی جوشد زخاکش تا ابد
هرکه مانَد زنده در یاد شما
شمع بود و صبحدم خاموش شد
آنکه اشکش بود فریاد شما
بر مزارش چون نشینی شاد باش
شاد باشد با دل شاد شما
آی مردم مرگ هم خود زندگی ست
هست مردن نیز میلاد شما
پرده پرده نقش از ویرانی است
خواجه بر ایوان آباد شما
چاره ساز ما در این غربت سرا
سوره ی حمد است و امداد شما
یا محمد(ص) خاسته روز حساب
هست امیدش به اولاد شما